احمد بن محمد ميبدى

13

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

42 - وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً . و ميوه‌هاى آن دو باغ تباه و نابود شد و بامدادان ( آن مرد ) دست بر دست مىپيچيد بر آن مالها ، كه هزينهء آبادى باغها كرده بود و اكنون ديوارهاى آن روى درختان افتاده و مىگفت اى كاش من با خداى خويش انباز نگرفتمى ! 43 - وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً . او را گروهى و كسانى نبود كه ياريش دهند فرود از خداى يكتا ! و او هم يارانى نداشت كه از خود اين بلا دفع كند ! 44 - هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً . اينجا است كه به كار آمدن و به مهربانى باز آمدن خداى راست و درست است ، كه او بهترين پاداش و بهترين سرانجام است . 45 - وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً . اى محمّد براى آنها مثال زندگانى اين جهان زن كه مانند آبى است كه ما از آسمان فرومىآوريم پس از گياه‌هاى گوناگون زمين بررست ، پس از آن خشك شد و باد آنها را در هوا پراكنده كرد و خداوند يگانه بر همهء اين آوردن‌ها و بردنها توانا است . 46 - الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيْرٌ أَمَلًا . مال و فرزند آرايش اين جهانند و كارهاى نيك نزد خداوند از حيث پاداش ، برتر و بالاتر و به فردا اميدوارتر است . تفسير ادبى و عرفانى سوره 18 آيه 32 32 - وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا رَجُلَيْنِ . آيه . حاصل اين آيت داستان دو برادر يهودى است كه مال از پدر به آنها رسيد يكى همه را به مستحقان و مستمندان داد و ديگرى باغ و خانه و خدم و حشم آراست ، روزى برادر فقير نزد او آمد و درخواست كمك كرد : برادر او را سرزنش داد كه مال را چه كردى ؟ گفت در راه خدا و براى ثواب آخرت دادم گفت ببين باغ من چقدر بارده و خرّم است و تو به خيال موهوم همه را از دست دادى ؟ و او را از خود راند ؟ و همين‌كه موقع محصول باغ رسيد آفتى نازل و همه آن را مانند گياه خشك در برابر باد قرار داد تا عبرت بىدينان و مغروران گردد ! و در اين آيه خداوند به پيغمبر امر مىدهد كه اين مثل را براى دو برادر زند كه يكى ايمان آورد ( حرث نام ) و ديگرى ( ابوجهل نام ) كه منكر همه آنها بود ! امّا به ذوق اهل ارادت ، اشارت است به دو مرد كه يكى صاحب آرزو بود و دولت مىخواست بىرنج تمام ، و كارها بر نظام ! چون كسى كه آرزوى درّ شب‌افروز كند بىآنكه خطر دريا بيند ! و اين مرد همچنين در راه پندار خود افسرده بمانده و هيچ زحمت ناكشيده و هيچ رنج نابرده و به نقد خويش و وجد خويش كه در به دو ارادت روى به او نموده ، غرّه شده و تكيه بر آن كرده و نفس خود را به هوا و هوس و شهوت الفت داده ، تا سرانجام از آن وقت و وجد افتاده و مرتد طريقت گشته و او را در رشتهء مردودان و مهجوران كشيده‌اند ، آرى در صحبت چنين كس سود نيست و بهرهء او از آتش جز دود نيست ! مرد ديگر طالب استقامت است و عنايت ازلى در او رسيده و توفيق الهى همراه او گشته به حسن معاشرت و صدق معاملت روزافزون شده و به آرزوى خويش رسيده صحبت اين مرد همه سود است و آتش او همه بىدود ! مرد اوّل از غافلان است ، زينت و آرايش وى ، مال و فرزندان است و مرد دوّم از عارفان است و زينت و آرايش امروز او ، ايمان و يقين و فردا جنّت نعيم و جاودان است . سوره 18 آيه 46 46 - الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا . آيه . اين آيت اشارت به مرد اوّل است چنان كه در شب معراج چون سيّد خاتم خواست برگردد گفتند : اى سيّد عالم سلام به كسانى رسان كه دلهاشان از زينت دنيا و صحبت خلق بپرداختند و قناعت و صحبت با درويشان را اختيار كرده‌اند .